العلامة المجلسي

112

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

اگر ايشان ما را بكشند به نزد پيغمبر خود مىرويم ، پس مىمانم در آن عالم آنچه خدا خواهد ، پس اوّل كسى كه زمين شكافته شود و او بيرون آيد پيش از قيامت من باشم ، بيرون آيم بيرون آمدنى كه موافق افتد با بيرون آمدن حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - و ظاهر شدن قائم أهل البيت - عليه السلام - . پس فرود آيند بر من گروهى از آسمان از جانب خداوند عالميان كه هرگز به زمين نيامده باشند پيش از آن ، و نازل شوند بر من جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل - عليهم السلام و لشكرى چند از ملائكه ، و نازل شوند محمّد و على و من و برادرم - عليهم السّلام - و جميع آنها كه خدا به امامت بر ايشان منّت گذاشته است سوار شده بر اسبان ابلق از نور كه هيچ مخلوقى پيش از ما بر آنها سوار نشده است . پس حضرت رسالت پناه - صلى الله عليه و آله - علم خود را بجنباند و با شمشير خود به دست قائم آل محمد - عليه السلام - بدهد ، پس ما بعد از آن در زمين آنقدر بمانيم كه خدا خواهد ، پس حق تعالى بيرون آورد از مسجد كوفه چشمه‌اى از روغن و چشمه‌اى از شير . پس حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - به من دهد شمشير حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - را ، و بفرستد مرا به مشرق و مغرب عالم ، و به هيچ دشمنى از دشمنان خدا نرسم مگر آن كه به امر الهى خون او را بريزم ، و هر بتى كه بر روى زمين باشد بسوزانم تا برسم به هند ، و جميع شهرهاى هند را فتح كنم . و حضرت دانيال و حضرت يوشع - عليهما السلام - هر دو زنده شوند و به نزد حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - بيايند و بگويند كه راست گفتند خدا و رسول در آنچه به شما وعده دادند پس حضرت امير - عليه السلام - هفتاد كس با ايشان همراه كند و به سوى بصره فرستد كه لشكريان بصره را بكشند ، پس لشكرى به جانب شهرهاى فرنگ بفرستد كه همه را فتح كنند ، پس بكشم من هر جانور حرام گوشتى را تا آن كه بر روى زمين به غير از طيب و حلال گوشتى نباشد ، و بر يهود و نصارى و ساير ملتها عرض كنم اسلام را ، و مخير گردانم ايشان را ميان مسلمان شدن و كشته شدن ، هر كه مسلمان شود بر او منت گذارم و ببخشم ، و هر كه از اسلام كراهت داشته باشد به حكم خدا خونش را